تبليغاتX
<-جامع ترین وبلاگ جک و لطیفه در ایران->

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

وبلاگ اختصاصی جک و لطیفه
جامع ترین وبلاگ جک نویسی در ایران

يه نفر قرص اکس مي خوره توي نماز وقتي به قنوت ميرسه ميگه (ربنا اتنا في الدنيا ديگه مثل تو نداره ...)

 

 

یه نفر در اتوبان كرج مشغول رانندگي بود. یه دفعه راديو پيام اعلام كرد كه يك راننده بي مبالات و ناشي تو اتوبان كرج در جهت مخالف داره حركت مي كنه مواظب باشيد. يارو بعد از شنيدن اين پيام مدتي فرمون رو به اين طرف و اون طرف چرخوند و بعد با خودش گفت؛ لامصبا يكي دوتا كه نيستند، همه دارند تو جهت مخالف رانندگي مي كنند؟

 

یه روز به یه ماره می گن چرا افسرده ای؟میگه آخه دو سال با دختر همسایمون دوست بودم آخر فهمیدم یک شیلنگ بوده

 

به پسري ميزنه زير گريه باباش بهش ميگه چرا گريه ميكني ميگه اخه عاشق شدم ميگه حالا عاشق كي شدي ميگه هر كي شما صلاح بدونين

 

 

انجیر رو به غضنفر نشون می دن ، می گن این چیه ؟ می گه آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش کنجد مالوندن ، تهش یه چوب چپوندن ، تازه شده گلابی!!!

 

 

غضنفر میره مکه میخواست گوسفند قربانی کنه ، چاقو پیدا نمیکنه گوسفند رو خفه میکنه

 

 

می دونی چرا زنها بیشتر از مردها عمر می کنند؟ . . . چون زن ندارن

 

 

آخرین خبر از تیم ملی: کریم باقری به عنوان مترجم علی دایی انتخاب شد

 

 

مشترک گرامی:مثانه ی شما پر شده است لطفا هر چه سریعتر نسبت به تخلیه ی آن اقدام نمایید. ( سازمان کنترل نا محسوس شب ادراری )

 

 

غضنفر رو برای اولین بار می برند توی هلی کوپتر ، توی آسمان از سمت چپی اش می پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف می گه : نه. از سمت راستی اش می پرسه شما گرمتونه ؟ اون یکی هم می گه نه. بعد غضنفر بلند می گه : آقای خلبان هیچ کس گرمش نیست. اون پنکه سقفی رو خاموشش کن

 

 

وقتی یک مرد از ازدواج می ترسه, واسه این نیست که از دل بستن به یه زن می ترسه, بلکه دل بریدن از بقیه زنهاست که اونو میترسونه

 

 

اگه دیدی بچه ای کنار یک روزنامه نشسته و روزنامه زرد شده بدون کار بچه نیست تبلیغ ایرانسله

 

 

چرخه‌ی زندگی مردها : بچگی : مامان ذلیل . جونی دوست دختر ذلیل . میان سالی : زن ذلیل . پیری : فرزند ذلیل . بعد از مرگ : ذلیل مرده

 

 

غضنفرمیره بنگاه معاملات ملکی. بهش میگن ما یه خونه داریم کنار راه آهنه سر و صداش زیاده ولی بعد از یه هفته عادت میکنی.

غضنفر میگه ایرادی نداره! این یه هفته رو میرم خونه ی داداشم

 

 

 

آيا ميدانيد ميزان پاسخ مثبت دختران به بوق زانتيا 60 درصد بيشتر از انواع پژو ميباشد؟(روابط عمومي شرکت سايپا)

 

 

بهترين روش براي گفتن دوستت دارم فقط يه لبخنده........نيشتو ببند!

 

 

تا حالا فکر کردي که اگه توماس اديسون نبود مجبور بوديم تو تاريکي تلويزيون تماشا کنيم؟(از سخنان يک ترک انديشمند)

 

 

 


مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدواج مي‌کنند، بر اثر کمبود حوصله طلاق مي‌دهند، و بر اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج مي‌کنن

 

 

 

مورچه عاشق دختر همسايه مي شه بعد از يک هفته مي فهمه که چايي خشک بوده

 

 

ببخشين که بي موقع مزاحمت ميشم سر ظهري .. شايدم داري نهار ميخوري- يا يه کاره مهم

 

تو نت انجام ميدي.. کاره زيادي ندارم فقط مي خواستم بگم که :

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.

 

.چي مي خواستم بگم يادم رفت ؟؟؟

 

 




نوشته شدهچهارشنبه سوم تیر 1388 توسط وحید رضا

تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان 

یارو ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه  دهنشون رو سرويس کنه. ملت هم ميان هر کي يه چيزي براش ميارن، يکي شمشير مياره يکي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميکنن. خلاصه یارو راه ميفته و بعد از يک هفته خونين و مالين برمي‌گرده. مردم دورش جمع ميشن، مي‌پرسند: چي شد؟ چي کار کردي؟ پاميشه يا حال زار ميگه: بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام مي‌جنگيدم؟!

 

یارو به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين کار ميکنه يا نه. اصغر ميره عقب ماشين، ميگه: کار مي‌کنه، کار نَمي‌کنه، کار مي‌کنه، کار نَمي‌کنه...!

 

به یکی ميگن سه تا ميوه نام ببرکه با سين شروع بشه ميگه: سيب، سير، سحر! ميگن: سحر که ميوه نيست؟! ميگه: نميدوني چه هلوييه!

 

طرف ميره شکار خرگوش، صداي هويج در مياره

 

آويني تو جنگ کشته‌ميشه، به یکی ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده. ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: کيه؟ یارو ميگه: ببخشيد،‌ منزل شهيد آويني؟!

 

يارو عرق ميخوره مي‌برنش کلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو مي‌ده به يکي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!‌ يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيکي ميگه: برادر اکبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو .... بعد که کارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، یارو ميگه: برادر‌ا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!

 

اواهه ميخوره زمين، ميگه: اِوا! تو هم جاذبه

 

طرف با ماشين ميره تو دره، بهش ميگن: چي شد بابا؟ چرا افتادي تو دره؟ ميگه: والله ما داشتيم تو جاده با ماشين ميرفتيم، هي جاده پيچيد، من پيچيدم، ‌دوباره جاده پيچيد، باز من پيچيدم،‌ يهو جاده پيچيد، من نپيچيدم!

 

یارو ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميکنيم باهاش قايق درست ميکنيم. یارو هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شکمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميکنم!

 

یکی خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با کِش خودشو دار زده!

 

يارو زبونش ميگرفته ميره داروخونه ميگه: آقا اشپيل داري؟ ميگه: اشپيل ديگه چيه؟ ميگه: بابا اشپيل ديگه. يارو ميگه: يعني چي؟ درست تلفظ کنين من بفهمم. يارو ميگه: بابا جان اشپيل، ديگه! يارو ميگه: آقا من که نميفهمم شما چي ميگين، بگذارين به همکارم بگم شايد اون بفهمه. رفيق يارو هم زبونش ميگرفته، مياد. بهش ميگه: آقا اشپيل دارين، يارو هم ميره براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره، بعد همکاراي يارو ازش ميپرسن: اين چي ميخواست؟ ميگه: اشپيل! ميگن: بابااين اشپيل ديگه چه کوفتيه!؟ اصلاً برو يکم از اين اشپيل ور دار بيار ببينيم چيه. يارو ميره و بر ميگرده ميگه: اشپيل تموم شد

 

یارو زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، ميگه: عزيزم من لهجه دارم؟ دختره ميگه: آره.  ميگه: پس من قطع ميکنم دوباره ميگيرم!

 

یارو زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده

 

به یارو ميگن: ‌نظرتون راجع به سريال امام علي چيه؟ ميگه: خيلي عاليه، فقط اگه ميشه يخورده قطام شو بيشتر کنيد

 

یارو رفته بوده استخر، مسؤول اونجا مي‌خواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش کنه. طرف داد و بيداد مي‌کنه که:‌ خوب بابا همه تو آب مي‌شاشند! يارو ميگه: ‌آره، ولي نه از رو دايو!

 

یارو تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند کفشش بازه. به کنار دستيش ميگه: آقا قربون دستت، ‌يک دقيقه اين ميله رو نگردار من بند کفشم رو ببندم!

 

يارو تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، ميگه: بچه‌ها در رين صاحابش اومد!

 

عربه هي ميگوزيده، بعدش يک ليوان آب ميخورده. ازش ميپرسن: چرا هي بعد از گوزيدن آب ميخوري؟ ميگه: ولک، اگه آب نخورم که گرد و خاک ميشه!

 

یکی 19 تا بچه داشته،‌ بهش ميگن: چرا يک بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند کمتر، زندگي بهتر

 

دو نفرميرن يک رستوران کلاس بالا، ‌دو تا کوکا سفارش ميدند‌، بعد هم يکي يک ساندويچ از کيفشون درميارند، ‌شروع مي‌کنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ‌ببخشيد،‌شما نمي‌تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. يک نگاهي به هم مي‌کنند، ‌ساندويچاشونو باهم عوض مي‌کنند!

 

طرف 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ يک ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميکنه. همون وقت يک باباي ديگه‌اي داشته يک پولي مينداخته تو همون صندوق، ‌یارو با حال زار پاميشه، ‌ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!

 

یارو زنگ ميزنه خونه دوست دخترش،‌ باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!

 

کرده تو کردستان پونزده نفرو مي‌کشه، تو دادگاه به حداکثر مجازات محکوم ميشه. مي‌گيرن شلوارشو درميارن،‌ پاش استرچ مي‌کنند!

 

سياه پوسته ميگوزه، زنش تا يه هفته داشته از رو زمين دوده جمع ميکرده!

 

ديوانه اولي: ببينم، مگه تو کري که جواب سلام منو نمي‌دي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه که کره، من لالم!

 

 تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان                      تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان




نوشته شدهشنبه بیست و دوم فروردین 1388 توسط وحید رضا

تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان                                                                               تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان

ميمون چي توز بازنشسته شده، بهتره زودتر براي استخدام اقدام کني (بی قراریها)!

 

يک مورچه و يک زرافه باهم ازدواج مي کنند

شب عروسي مورچه گم مي شه بعد از يک هفته پيداش مي شه

بعد زرافه بهش مي گه : اين همه مدت کجا بودي ؟

مورچه مي گه : تو راه بودم که بيام بوست کنم (بی قراریها)!

 

 

اگه از در بندازي بيرون از پنجره ميام؛ اگه پنجره رو ببندي از راه آب ميام؛ اگه راه آب رو کيپ کني از دودکش ميام؛ اگه بخاري رو روشن کني از شير آب ميام؛ اگه شير آب رو ببندي زمين رو مي کنم و از زمين ميام!

چاکر شما: سوسک (بی قراریها)!

 

به خانومي که سن واقعي اش را مي گويد نبايد اعتماد کرد چون از چنين خانومي گفتن هر چيزي بر مياد (بی قراریها)

 

به يارو مي گند چرا يه لنگ جورابت ابي يه لنگه قرمز ميگه والا خودمم نمي دونم يه جفتم خونه دارم همين شکليه (بی قراریها)

 

مروز جمعه است , گفتيم يادي از اموات کنيم..... چطوري جنازه؟ (بی قراریها)!!

 

اگر تو با من باشي , چراغ خانه ام باشي..…. اونقدر روشن خاموشت ميکنم تا بسوزي (بی قراریها)!

 

یه خانم چاق سوار تاکسي ميشه.. راننده تاکسي ميگه : ببخشيد اسم شما چيه؟ خانمه ميگه : غنچه! راننده ميگه ددم واي تو اگه باز بشي چي ميشي؟ (بی قراریها)!!!

 

یکي از راننده اتوبوس ميپرسه : ببخشيد کريم خان ميريد؟ راننده ميگه : خوب معلومه ميريد اگه نميريد که ميترکيد (بی قراریها)

 

موقع گ – و –ز – د- ن مراقب اطراف خود باشيد... هيچ کس تنها نيست.. همراه اول (بی قراریها)!!

 

طريقه درمان انگل : 6روز هر روز صبح نسکافه و کيک بخوريد.. روز هفتم صبحانه نخوريد.. کرم مياد بيرون ميگه : پس نسکافه و کيک من چي شد؟ (بی قراریها)

 

يکي چشم مصنوعي داشته ، هر شب درمياورده ميذاشته تو يه ليوان آب بالا سرش..يه شب اشتباهي ليوان و سر ميکشه چشمه ميره بد جايي گير ميکنه.. ميره دکتر.. دکتر ميگه بايد معاينه کنم.. نگاه ميکنه.. ميگه : جل الخالق ! يه عمر ما باسن نگاه ميکرديم حالا باسن داره مارو نگاه ميکنه (بی قراریها)!

 

يارو با خدا قهر ميکنه سر نماز ميگه : دو رکعت نماز صبح ميخونم به هيچ کس هم ربطي نداره (بی قراریها)

 

این چندتا جک باقی مانده رو دوست خوبم و همشهریم واسم ارسال کرده به وبلاگش برید (همین جوری ....)

 

اس ام اس یه دیوانه به نامزدش همیشه
درقلب منی،هرگز

 

 

به نفر میگن شنیدم توی ظرف شستن به
زنت کمک میکنی.زن ذلیل
میگه:مگرچیه.خب اونم توی رخت شستن
به من کمک میکنه

 

یارو تو مسابقه قرآن سوره بني اسرائيل بهش مي افته انصراف ميده

 

 

یارو ميره آمپول بزنه ميره تو درمانگاه پيش پرستاره ميگه خانم من اومدم آمپول بزنم پرستاره نگاه ميكنه ميبينه پني سيلين هستش ميگه آقاشما آخرين بار كي پنيسيلين زدين ؟ ميگه ديروز پرستاره ميگه خيلي خب آمپول رو ميزنن و یارو غش ميكنه حالش بد ميشه و .... بعد از اينكه حالش رو جا ميارن پرستاره با عصبانيت ميگه مرتيكه مگه نگفتي ديروز پني سيلين زدي میگه : آره ولي ديروز هم همينجوري شد

 

از یارو ميپرسن شيشه چه جوري ساخته ميشه ميگه به پشم شيشه واجبي ميزنن

 

 

رفيق آدم بی غیرت داشته نصيحتش ميكرده كه كه بابا اين زن تو ديگه گندشو درآورده، هر روز دم خوننتون ملت بيست متر صف كشيدن ! بابا ديگه بايد طلاقش بدي.  ميگه: اووو! طلاقش بدم خودم برم ته صف

 

 

یارو با دو نفر ديگه سوار تاكسي بوده ... بعد از مدتي يكي پياده ميشه و درو محكم ميبنده ... راننده ميگه : الاغ بي شعور ... يه كمي جلوتر يه نفر ديگه پياده ميشه و باز در و محكم ميبنده و بازم راننده ميگه : الاغ بي شعور ... خلاصه نوبت به یارو ميرسه او هم با دقت در و آهسته ميبنده ميبينه راننده داره نگاش ميكنه به راننده ميگه : چيه ... الاغ باشعور نديدي

 

يه روز يه بابائی سوار تاکسی ميشه ، به راننده ميگه آقا لطفا من را دو نفر حساب کنين ، راننده برميگرده ميگه من تو رو پشمم ...... حساب نميکنم

 

يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش

 

 

يه دفعه یه یارویی تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود داشتم ميمردما

 

آقا ماشاا... را ميبرن بهشت ، زير پای مادران له ميشه ( آخه بهشت زير پای مادران است )

 

به یارو ميگن با كشور جمله بساز ميگه با كش ور رفتم خورد تو چشم

 

 

يه روز چهار تا مورچه مي رن حموم دوتاشون برمي گردند چون
دوتاشون چسبيدن به صابون

 

 

به يه خره ميگن چرا گوشات درازه ميگه هر خوشكلي يه
نقصي داره…

 

2 نفر ميرن قله اورست رو فتح كنن وسط راه سردشون ميشه براي اينكه گرمشون بشه به خودشون تلقين ميكنن هوا گرم. بعد از 1 هفته روزنامه ها تيتر ميزنن 2 نفر در ارتفاعات هيماليا بر اثر گرمازدكي جان دادن

 

يك نفر گوشش راباكليد پاك ميكنه گردنش قفل ميشود

 

 

يه نفر زنگ ميرنه 125 ميگه : آقا 110 بفرستين بقيه اش رو
هم آدامس بدين

 

به يه بارویی ميگن چه وقت نه راه پس داري نه راه پيش؟؟؟؟ميگه وقتي كه روي اره نشسته ام

 

يك بابايي رو ميخواستند تو آذربايجان اعدام كنند. بهش ميگند: چون تو اينجا غريبه هستي و مهمان ما به حساب مياي، ما بهت يك تخفيف ميديم، تو حق داري نوع مرگت رو انتخاب كني. يارو هم اتاق گاز رو انتخاب ميكنه. خلاصه ميگيرند ميبرنش تو يه اتاقي، يارو نگاه ميكنه ميبينه اتاقه سقف نداره! ميزنه زير خنده، ميگه: هِهِه! اتاق گاز تركا رو ببين! تركا بهش ميگن: بخند! وقتي كپسولاي گاز افتادند رو سرت، اونوقت ميفهمي

 

 

یه آدم خسیس در حال مرگ بوده از زنش می پرسه ممد کجاست
ممد میگه من اینجام بابا...دوباره میپرسه علی کجاست
علی میگه من اینجام بابا....یهو داد می زنه
ای بر پدرتون لعنت همتون که اینجایید
پس اون لامپ واسه کی تو اون اتاق روشنه؟_

 

 

به یه نفر میگن چرا تو هر وقت میری دستشویی در رو نمیبندی؟ میگه نه بابا، میخوای من در رو ببندم که تو بیای از سوراخ کلید نگام کنی.

مرده میره دستشویی که برق میره . میگه:ااااااااااااا...........دوباره باید از حفظ برینم

 

 

زنها كلا به پنج گروه اصلي تقسيم ميشن:گروه اول زنهائي هستند كه مردها رو بدبخت ميكنن! گروه دوم زنهائي هستند كه اشك مردها رو در ميارن! گروه سوم زنهائي هستند كه جون مردها رو به لبشون ميرسونن! گروه چهارم زنهائي هستند كه كاري ميكنن مردها روزي 18 بار (ميانگين!)آرزوي مرگ كنن! گروه پنجم زنهائي هستند كه به اشتباه فكر ميكنن جزو هيچكدوم از گروههاي بالا نيستند

 

 

 تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان                                                                           تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان

 

 




نوشته شدهجمعه شانزدهم اسفند 1387 توسط وحید رضا

 

تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان                              تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان   

 

اولين خبر از ماهواره اميد : زمين گرد است (بی قراریها)

 

سردار رادان : با پرتاب ماهواره اميد به فضا.. به ناهيد و زهره تذکر داديم حجاب را رعايت کنند(بی قراریها)

 

چهارمين خبر از ماهواره اميد : من گم شدم(بی قراریها)

 

یارو براي بار اول نماز خوند گاوش مرد .روز دوم نمار خوند الاغش مرد .روز سوم زنش گفت پياز نداريم گفت : خدا شاهده بلند مي شم دو رکعت هم خرج تو مي کنم(بی قراریها)

 

اگر امروز شما مي بينيد يوزارسيف تن به خواسته نامشروع آن زن نمي دهد، اينها همه از برکات انقلاب اسلامي است(بی قراریها)

 

قدقد

قدقد

.

.

قدقد

قدقد

.

(بی قراریها).آفرين همينطوري ادامه بدي تا صبح تخم ميکني !!

 

یارو رو برق ميگيره ميميره.. رفيقش تا چهل روز بالاي سر قبرش با فازمتر فاتحه ميخونه(بی قراریها)!

 

یارو زنشو ميذاره تو جعبه روش مينويسه کمک جنسي به غزه(بی قراریها)

 

ماهواره اميد از کشف يک امامزاده در بين مريخ و زمين خبر داد(بی قراریها)

يه خسيسه خونش آتيش ميگيره اس ام اس ميده به آتشنشاني ميگه با من تماس بگير کار مهمي دارم(بی قراریها)

 

چندتا اس ام اس جديد برام اومده.. زنگ بزن برات تعريف کنم(بی قراریها)

 

 

اين محرم و صفر است که شما را زنده نگه داشته !

ستاد پخش غذاهاي نذري(بی قراریها)

 

با فعال سازي ام ام اس.. در صورت نداشتن جوک جديد عکس خود را براي ما بفرستيد تا بخنديم(بی قراریها) !

 

و خداوند زن را آفريد تا هيچ مردي به مرگ طبيعي از دنيا نرود"سوره سکته آيه دق" (بی قراریها)

 دوتا مشهدي رفتند تنيس. يکي تنيست, يکي نتنيست

در پی ازدواج یوزارسیف در بسیاری از مدارس دخترانه عزای عمومی اعلام شد 

 

مردم ناکجا آباد در همدردي با مردم غزه كودكان خود را به گلوله بستند


غضنفره ميره در خونه دوستش و هر چي در ميزنه کسي درو باز نميکنه با خودش ميگه فکر کنم در خرابه بهتره زنگ بزنم

 


از غضنفر مي پرسن: بلندترين برج تهرون کدومه؟ مي گه: آزاديه ديگه، معلومه که !!!
دو باره مي پرسن: پس برج ميلاد چي؟
جواب مي ده: بابا شما خبر ندارين! اگه برج آزادي لنگ هاشو ببنده، از ميلاد هم بلندتره

 


توی زندگی انتخاب دو چیز خیلی سخته:
1- همسر
2- هندوانه

 


بی تو هرگز...
...
...
...
با تو... مامانم نمی ذاره!

 


یه نفر داشته برای مردم صحبت می کرده، می گه: اگه سگ بهتون حمله کرد باید این آیه قرآن را بخوانید.
یکی می گه: اما خوبه که آدم یک چوب هم با خودش داشته باشه، چون ممکنه همه سگها عربی بلد نباشند!

 

مگسه نامزدش رو می گیره تو بغلش، میگه: عزیزم! من تو را با هیچ گهى عوض نمی کنم!

 

 

يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند

يكي مي پرسه چي شده؟ بهش ميگن: پرونده ها گم شده ، پرونده ها گم شده

 

يه معتاد 2 تا سيگار تو دهنش گرفته بود داشت مي كشيد ازش ميپرسن چرا 2 تا سيگار مي كشي ميگه يكي واسه خودم يكي هم از طرف دوستم كه زندونه بعد از يه مدتي مي بينن همون معتاد يه دونه سيگار مي كشه بهش ميگن حتما دوستت از زندان آزاد شده ميگه نه خودم ترك كردم

 

زنه هنرپيشه بوده، به شوهرش ميگه: ديدي وقتي تو فيلم خودم رو زدم به مردن،‌ چطوري همه داشتن گريه ميكردن؟

يارو ميگه: آره، آخه ميدونستن كه واقعا نمردي

 

قاضي: اگر جواب ندي پدرت را در مي آوريم

متهم:خدا پدرتو بيامورزه! پدر من سالهاست كه در زندان است

 

آيه 16 از سوره ياهو :

اي کساني که شبها چت ميکنيد ، بدانيد که قبض تلفن شما را رسوا خواهد کرد

 

ديوانه اي در تيمارستان ادعا كرد ؛ كه كتابي را تآليف كرده است رئيس تيمارستان به اتفاق چند نفر از مسئولين از او خواستند كتاب خود را رو كند ؛ ديوانه با خوشحالي كتابش را آورد كه اسم آن را گذاشته بود  اسب چگونه راه مي رود . وقتي ورق زدند ديدند از صفحه اول تا آخر فقط نوشته پيتيكو پيتيكو پيتيكو . . .

 

مرد خسيس اسكاتلندي رو به بچه هايش كرد و گفت : اگه فردا هم مثل امروز مؤدب باشيد و حرف مامانتان را گوش كنيد ؛ قول ميدهم ببرم تا بستني خوردن بچه هاي همسايه را تماشا كنيد . . .

 

 

اگه يه روز فكر كردي كه يه نفر هر جا مي ري دنبالته و هر مشكلي واست پيش مياد واسش مهمه و ميخواد بهت كمك كنه مطمئن باش كه اون من نيستم !

 

 

اگه از کنار خر رد شدی ار ار کرد
.
.
.
بدون زوج مورد علاقشو پیدا کرده ...!!!

 

فرق مگس و پلنگ : مگس رو وقتی می‌رينی می‌بينی! ولی پلنگ رو وقتی می‌بينی می‌رينی

 

سلام خوبی خيلی وقته که يه سوال جنسی دارم که می‌خوام از تو که از همه کس برام محرم‌تری بپرسم ،‌اما روم نميشه امروز دل رو به دريا زدم و می‌خوام ازت بپرسم . . . . . . سوال جنسی رو برسم . . . . . . روم نمشه ولي مي پرسم! . . . . . . جنس شلوارت چيه؟

 

زن : خسته شدم ، پس کی‌مياد مرد : صبر کن الان مياد زن : خيس عرق شدم مرد : غر نزن ، داره مياد زن : پاهام درد گرفت ، بسه مرد : بيا اينم تاکسی

 

 

به یارو گفتند نظرت درباره نوشابه چيه ؟ گفت والا آب داره ؛ گازهم د اره ؛  اگه برق و تلفن هم داشت كه عالي مي شد . . .

 

دو نفر به بقالي رفتند ؛ وچون پولشون كم بود . گفتند بي زحمت يك نوشابه با ني اضافه بديد . . .

 

به یارو گفتند چرا اين قدر از شبكه سه تلويزيون خوشت مي آد ؟ گفت چون بالاش سه تا بربري هست . .

 

یه یارویی با پاهاي باز توي خيابان راه مي رفت ؟ دو تادكتر پشت سرش بودند . اولي گفت : احتمالا مادر زاديه . دومي گفت نه بابا بيماري راشيتيسمه . گفتند اصلا از خودش مي پرسيم ؟ یارو گفت والا آمدم بگوزم ريدم . . .

 

يك نابينايي اول صبحي از خواب بيدار شد و گفت : مي بينم كه نمي بينم . . .

 

 

ماشين پيكاني با شماره پلاك تهران ص از چراغ قرمز رد شد پليس آژير كشان دنبال او افتاد و پشت سرهم داد مي زد : تهران صلي الله عليه و آله بزن كنار. . .

 

یارو براي خريدن لامپ مهتابي به الكتريكي رفت . فروشنده گفت از چه نوعي مي خواهيد ؟ تركه گفت بي زحمت يك متر و نيم سبزشو بدين . . .

 

دراتاق عمل بيمارستان مغز يك بقال با يك روضه خوان ؛ عوض شد . بعد از بهبودي رفتن ديدند ميوه فروشه ميگه اگه خدا بخواد سيب كيلو 300 تومان و . . . رفتند مسجد ديدند روضه خونه تند تند دستاشو به هم مي زنه و ميگه بدو بدو كه امام حسينو كشتند . . .

 

 

از یارو میپرسن شما ترکین ؟

میگه : خوب این که دلیل نمیشه

 

 

مرد دوستي را كشف كرد و عشق اختراع شد.
زن عشق را كشف كرد و ازدواج را اختراع كرد!
مرد تجارت را كشف كرد و پول را اختراع كرد.
زن پول را كشف كرد و « خريد كردن » اختراع شد!
از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را كشف و اختراع كرد.
ولي زن همچنان مشغول خريد بود!!!

چند تا توله سگ برای باباشون تولد می گیرن روی کیک می نویسن: پدرسگ! تولدت مبارک!

پسره از باباش ميپرسه بابا فرق حادثه با بدبختي چيه ؟ ميگه پسرم فکر کن ما رفتيم شمال يه موج بزرگ مياد مادرتو ميبره تو دريا، به اين ميگن حادثه. حالا اگه يکي پيدا شه مادرتو نجات بده بهش ميگن بدبختي...

 

یارو از ماه عسل بر ميگرده ازش ميپرسن خوش گذشت ميگه خيلي ميگن پس چرا زنت گريه ميکنه ميگه اخه ديدم خرجمون زياد ميشه اونو با خودم نبردم

 

گلي گم كرده ام در باغ هستي خودتو لوس نكن اون گل تو نيستي

 

يك روز يك گنجشك با يك موتوري تصادف مي كند و بي هوش مي شود. وقتي به هوش مي آيد، مي بيند در قفس است. مي زند توي سرش و مي گويد: «بيچاره شدم، موتوريه مرد!»

ميگن توي یکی از شهرها همه كانديداها براي اينكه صرفه جويي كنن پوستر تبليغاتي چاپ نكرده بودن هر روز از يه درختي آويزون مي شدن!!!

یارو میره جبهه و از کمر به پایینش قطع میشه، بهش میگن: چه احساسی داری؟ میگه: احساس می‌کنم تا کمر رفتم تو بهشت

 

دولت از اينکه مجلس حتی کارتهای صد آفرين دوران ابتدايی کردان را هم نپذيرفت ابراز تاسف کرد

 

به یارو میگن انگیزه ات چیه هی کنکور می دی؟ میگه: به خاطر ساندیس و کیک!

 

تعریف دانشجو: موجودى نحیف، عصبى، بى پول و شبیه به انسان! كه از تخم مرغ، گوجه و نیكوتین تغذیه می كند و دشمنى عجیبى با كتاب دارد

 

تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان     تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان        تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان

 

 




نوشته شدهجمعه دوم اسفند 1387 توسط وحید رضا

تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان                          تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان

+دو تا بسيجي داشتن تو يه ماشين بمب کار ميذاشتن يکيشون به اون يکي ميگه: اگه اين بمب الان منفجر بشه چي کار کنيم؟

اون يکي ميگه: نگران نباش من يکي ديگه دارم

 

میدونی بسیج مخفف چیه ؟...." بنیاد سازمان دهی یک مشت جوجه "

 

بسیجیه بعد از عملیات، داشته شهدا رو جمع و توی پلاستیک میکرده، بین شهدا یه زخمی بوده که به زحمت میگه: من زخمی هستم، شهید نشدم.

بسیجیه میگه: بیا برو توی پلاستیک، شهید شدی بدبخت، الآن داغی نمیفهمی

 

غضنفر پري دريايي مي‌بينه و بهش ميگه: تو چقدر خوشگلي، زن من مي‌شي؟ پري ميگه: من که آدم نيستم، غضنفر ميگه: فکرکردي من آدمم؟(کاریکلماتور)

 

تو به من بگو زشت! من به تو مي گم قشنگ! بذار جفتمون به هم دروغ گفته باشيم(کاریکلماتور)

 

خبري تاسف بار به دستمون رسيد که : دو تا اصفهاني شيرجه ميزنن تو آب ميگن هر کس زودتر سرش از آب اومد بيرون بايد شام بده هنوز جسد هيچکدومشون رو پيدا نکردن(کاریکلماتور)

 

غضنفر سرطان ميگيره هرکي مياد خونش ميگه من ايدز دارم زنش ميگه مرد چرا دروغ ميگي .ميگه ميخوام بعد از مرگم کسي بات ازدواج نکنه(کاریکلماتور)

 

 

طرف میره آزمایش بده بعد از اینکه لیوان ادرار را پر میکنه به پرستار میگه چیکارش کنم پرستار میگه برو بالا طرف میگه به سلامتی همه

 

به نيوتن گفتندبراي چي از افتادن سيب تعجب كردي نيوتن براي اينكه من زير درخت گلابي نشسته بودم

 

یه بار یه یارویی با یکی از دوستاش دعواش می شه اون اجر پرت می کنه دوستش هد می زنه

 

مرده بی غیرت بوده  به زنش ميگه عزيزم خوشحالم كه مادر شدي . زنش ميگه انشاا... يه روزيم تو پدر ميشي

 

میگن اگه کف دستت بخاره پولدار میشی، اگه کف پات بخاره میری سفر، حالا تو که ک*و *نت میخاره برنامت چیه؟؟؟

 

برای صرف جویی در مصرف سوخت از خانمهای عزیز خواهشمندیم با اولین بوق سوار شن

 

به يه نفر ميگن نظرت در مورد زلزله چيه ميگه خوبه فقط يه كم وقتشو بيشتر كنيد

 

ميخواستم شمع باشم تا اخر عمر برات بسوزم... ولي نامرد اديسون برق رو اختراع كرد

 

جدیدترین مصوبه ی مجلس براي كاهش قيمت تخم مرغ به خروس ها وام ازدواج مي دهد

 

يه یارویی داشته آب جوش مي‌ريخته توي باغچه! وقتي مي‌گن چرا اين كارو مي‌كني مي‌گه: آخه چاي كاشتم

 

 

به یارو ميگن برو رو دايو استخر شيرجه بزن تو آب، بعدش بيا بالا شامپو گلرنگ رو تبليغ کن. خلاصه ميره بالا و شيرجه ميزنه، منتها از بخت بد کلش ميخوره به کف استخر... بعد يك مدت بالاخره مياد بالا، رو ميكنه به دوربين، ميگه: ميخوام سالاد درست کنم

 

طرف عاشق ميشه، نوار خالي گوش ميكنه

 

رفيق غضنفر بهش ميگه: غضنفر بيا بريم يك دست پينگ‌پنگ بزنيم... ميگه: ول كن بابا، پينگ‌پنگ هم شد فوتبال؟

 

 

يه روز يه یارویی داشته رد مي‌شده،‌ يه نمره بهش ميدن قبول بشه

 

عمـــــو فیلترباف… بله؟ فیلتر منو بافتی؟ بـــــــــله پشت وب انداختی؟بــــــــله بابا اومده؟ نــــــخیر چرا نیومده؟ فیلتر بوده!! عمـــــــو فیلتر باف؟ … بله؟ فیلتر خوب داشتی؟ نـــــخیر سرعت خوب داشتی؟ نــــــــخیر قیمت کم داشتی؟ نــــــــخیر اینترنت ملی هم داشتی؟ بـــــله عمو فیلترباف؟ … بـــــله؟ خیلی مخلصیم

 

 

یه بنده خدایی شب پاهایی كه از زیر پتو بیرونه را میشماره میبینه یك جفت اضافه است،هول میشه، پاهای خودش رو جمع میكنه،‌دوباره میشمره،‌بعد با خیال راحت میخوابه!!!

 

به طرف میگن یك معما بگو، میگه اون چیه كه زمستونا خونه رو گرم میكنه تابستونا بالای درختو؟! یارو هرچی فكر میكنه جوابشو پیدا نمیكنه، میگه: نمیدونم، حالا بگو چیه؟ میگه بخاری! یارو كف می‌كنه، میگه: باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم میكنه ولی تابستونا چه جوری بالای درختو گرم می كنه؟ میگه: بخاریِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالای درخت!!!

 

 

ارتباط برخی ترانه ها با مباحث شرعی: خوشگلا باید برقصن...(امر به معروف)/// ای قشنگتر از پریا – تنها تو کوچه نریا...(نهی از منکر)///ای خانوم کجا کجا؟ (صیغه فضولی)/// دلم فقط تو رو می خواد(تارک الدنیا)/// بابا تو دیگه کی هستی دسته شیطونو بستی...(ذنوب الشیاطین)///یه ماچ دادو دمش گرم ...(اکرام ایتام)///نمره بیست کلاسو نمیخوام

 

 

به یارو میگن یه اگهی تبلیغاتی در موردخمیردندان پونه بگو میگه خمیر دندون پونه چشما نمیسوزونه

 

5حقیقت زندگی :

1:تو نمیتونی همه ی دندوناتو با زبونت لمس كنی!!!!...

2:همه ی احمق ها بعد از شنیدن حقیقت اول اونا امتحان میكنن!!!!..

3:حقیقت اول یه دروغه!!!!....

4:الان تو لبخند زدی چون یه احمقی!!!....

:به زودی این اس ام اس را برای یه احمق دیگه میفرستی............. تو كه هنوز نیشت بازه!!!!!..

 

 

رئیس تیمارستان به یكی از مراقب ها می گوید: «من در این جا از همه راضی هستم، فقط دیوانه ای هست كه اصرار دارد من برج ایفل را از او بخرم.»

مراقب می گوید: «خب، چرا نمی خرید؟»

رئیس تیمارستان می گوید: «آخر پول ندارم. اگر داشتم، حتما می خریدمش

 

در فصل زمستان که لبو می چسبد، آغوش و فشار و گفت و گو میچسبد، پس شعله ی بخاری ها را کم کن که فقط زیر پتو میچسبد...

 

یارو میره ناکجا آباد به یکی میگه: من اینجا غریبم، اینجا کجا آمپول میزنن؟ یارو باسنش رو نشون میده میگه اینجا...

 

انواع مرد:
اروپایی: یه زن داره یه دوست دختر، زنش رو بیشتر دوست داره
آمریکایی: یه زن داره یه دوست دختر، دوست دخترشو بیشتر دوست داره
ایرانی: 4 تا زن داره 100 تا دوست دختر، مامانشو بیشتر دوست داره

 

اگه بگم دوستت دارم، اگه بگم عاشقتم، اگه بگم میمیرم برات، اگه بگم نفسم به نفست بنده، برام بستنی میخری؟

 

لبخند راهی برای زیبا شدن....
تو نیشتو ببند فایده نداره...

 

می دونی دوستت دارم، عاشقتم، میمیرم برات چند تا میم داره؟

 

هر وقت احساس کردی به ته خط رسیدی، هر وقت دیدی دیگه راهی نمونده، هر وقت دیدی همه رفتن و تو تنها موندی، اونوقت از اتوبوس پیاده شو...

 

هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را/ هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را ............................ هیجان زده نشو، پشت خاور نوشته بود

 

شرکت پفیلا اعلام کرد به یک فیل چسو نیازمند است

.
.
.
زودتر خودتو معرفی کن شغل خوبیه

 

 

از شرکت پگاه مزاحمتون می شم . عکستون که روی پاکته قدیمی شده .
.
.
.

لطفاَ چند قطعه عکس جدید بفرستید .

 

یا وجیها عند ا.. .... عش منی ای واا.. .... دوست دارم به واا.. .......نوکرتم به مولا

 

به دلیل تغییر نام امنهتب به آخن اتون
احمدی نژاد هم اسمش را به ناز خاتون تغییر داد

 

شرک اومده ایران دنبال خرش می گرده
.
.
.
.
.چقدر می دی ادرستو ندم بهش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

جوایز قرعه کشی بانک معتادان جوان:

100دستگاه پیک نیک,

کمک هزینه خرید منقل و بافور,

10 هزینه سفربه زاهدان,

و هزاران جایزه یک مثقالی!

 

تو توی دماغ من چی کار می کنی ؟؟

.

.

.

.

جنبه شوخی داشته باش ، خواستم بگم  نفس منی

 

پیرزنه تمام دندوناشو میکشه به جزیکی از دندوناشو بهش میگن مادر چرا این یک دونرو نکشیدی؟

میگه آخه میخوام با این یک دونه چادرم رو نگه دارم

 

یه روز به زن یک بی غیرت تیکه میندازن ....زنه به شوهرش میگه....شوهرش به اونی که تیکه انداخته میگه زود بوسش کن از دلش دربیار

 

به یکی میگن بیشعور ترین خواننده کیه ؟

میگه : حبیب میگن چرا ؟

میگه : آخه بیشعور داره گیتار میزنه میگه صدای دوهل می آید

 

بی غیرته زنش میمیره ...توی مجلس ختمش میبینه یکی داره زار زار گریه میکنه میره دست میزاره روی شونش میگه غصه نخور یک بهترش رو میگیرم

 

به یارو میگن آمریکا میخواد حمله کنه .....میگه : خاک بر سرمون شد حالا کی میخواد جلوی آرنولد رو بگیره؟؟؟

 

یارو میره آفریقا یک بچه سیاه پوست میاره ...میپرسن اینو چرا آوردی؟میگه اگه خدا قبول کنه واسه محرم صفر آوردمش

 

 

گدا چیست ؟ موجودی است زنده که موبایل دارد ولی اس ام اس نمیدهد

 

می دونید سریعترین راه به چنگ آوردن قلب یک مرد چیه ؟

پاره کردن سینه اش با یک کارد آشپزخانه !

 

طرف توی یه مانور از هواپیما با چتر میپره پایین چترش باز نمیشه ،

میگه : خب خدا رو شکر که این فقط یه مانوره !!!

 

سوال کنکور ناکجا آباد لو رفت !
2 طفلان مسلم چند نفر بودند ؟ نام پدرشان چه بود ؟!!!؟!!

 

میدونستی ؟؟؟

کمترین آمار طلاق مربوط به حلزونه !

 چون نه مشکل خونه داره نه مشکل ماشین و نه ... !!!

 

 

يه خروسه سر کلاس به مرغه ميگه يه نوک بده ، مرغه ميگه اي بي ادب ! خروسه ميگه نده با خودکار مي نويسم .

 

به اندازه تخمام دوستت دارم از طرف گل آفتاب گردان

 

یارو تعویض روغنی میزنه برشکست میشه چون مغازش طبقه دوم بوده

 

یارو چلوخورشتی میزنه برشکست میشه چون سر ناهار و شام می بسته میررفته غذا بخوره .

 

یکی از حال میره......... میره پذیرایی.

 

دور اول سفر های استانی یوزارسیف حکیم آغاز شد . اهداف : احداث سیلو و سرزدن ناگهانی به چند زمین کشاورزی

 

یه بنده خدایی ميخواسته براي بچه اش شناسنامه بگيره از کل نام خانوادگيهاي شهرشون مخرج مشترک ميگيره

 

يه روز يه یارویی داشته دنده عقب با ماشين از كوه ميرفته بالا بهش ميگن چرا دنده عقب ميري ميگه آخه مي ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتي مي خواسته پايين بياد باز مي بينن داره دنده عقب مي ياد ميگن الان چرا دنده عقب مي ياي ميگه اخه بالاي كوه جا بود تونستم دور بزنم.

 

یارو روي ريل راه اهن ميخوابه بهش ميگن چرا اينجا خوابيدي ؟ ميگه ميخواهم خود کشی

كنم. ميگن بس اون نان بربري چيه دستت؟ ميگه بر فرض قطار نيامد من اينجا از گشنگي بميرم

 

به آقا غضنفر ميگن اگه دنيا رو بهت بدن چكار مي كني ؟ ميگه بي شعور من زن دارم

 

 

شنيدي ميگن: بزودي گندم هاي آفت زده ي کاهنان از طريق کالابرگ به کارمندان عزيز اهدا ميشود. روابط عمومي معبد آمون!

 

دو رشته ي جديد المپيک آخوندا:

شنا در بيت المال- سوارکاري بر ملت

 

امروز سالروز درگذشت مخترع اس ام اس بود. جهت شادي روحش سه تا اس ام اس بلند بفرست...!

 

هروقت دلت گرفت و اشک توي چشمات جمع شد و نياز به شونه ي کسي داشتي رو من حساب نکن، چون شونه هم مثل مسواک يه وسيله ي شخصيه

 

 تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان                                  تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان

 

 دوستای خوب من به ادامه مطلب برید و کلی

اس ام اس به مناسبت ولنتاین بخونید



ادامه مطلب...


نوشته شدهپنجشنبه هفدهم بهمن 1387 توسط وحید رضا

 

 تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان                      تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان

یارو سنگ مینداخته تو صندوق صدقات، ازش میپرسن: بابا این چه کاریه میکنی؟! میگه: میخوام به انتفاضه کمک کنم!

 

 

دو تا کرم تو روده یک بدبختی زندگی می‌کردن، یک روز یکیشون بیدار میشه، میبینه دومی با کت شلوار و کروات و عینک آفتابی و کیف سامسونت داره آخر روده قدم میرنه. .ازش  میپرسه:  تیپ زدی،  با کسی قرار داری؟!  دومی میگه:  نه ولک, با گوه  بعدی پرواز دارم

 

مردي كه در و پنجره مي ساخت رفته بود خواستگاري، پدر عروس پرسيد : آقا داماد چه کاره اند؟
داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ويندوز نصب مي کنم!!!

 

 

از یارو می پرسن قویترین حیوان چیه؟
میگه:مورچه

میگن:چطور؟؟؟

میگه:آخه یبار یه مورچه رفته بود تو پریز برق خواستم درش بیارم یه لگد زد 10 متر پرتم کرد.

 

 

یارو سیگارش روشن نمی شده میزاره تو سرازیری حلش میده..

 

یارو میره دست شوی روحش تو هوا کش گیر میکنه

 

یارو اسم بچه شو می زاره رستم می ترسه صداش کنه

 

یارو بی هوا وارد اتاق می شه خفه می شه

 

 

2 نفر رو ميبرنشون كلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه: فريدون قربان! افسره برمي‌گرده به اون یکی دیگه ميگه اسم توچيه؟! اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون!

 

 

 

 یارو زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره

 

 

به یک پاندا میگن بزرگترین آرزویی که داری چیه میگه عکس رنگی

بگیرم.!!!

 

مرد نابينايي در خيابان يک رنده پيدا کرد. مدتي طولاني به اين طرف و آن طرفش دست کشيد. بلاخره گفت: اين چرت و پرت هاچيه نوشتن!

 

 

یارو ميره دکتر، ميگه: آقاي دکتر به دادم برس، الان دو هفته‌است هر شب تا صبح کابوس ميبينم! دکتره ميپرسه: چه کابوسي مي‌بيني؟ میگه: هر شب خواب ميبينم قورباغه‌ها جام‌جهاني راه انداختن، منم هرشب واميستم داور! دکتره ميگه: اي بابا، اين که خيلي ناجوره. بيا برات يک دوا مينويسم، از فردا بخور خوب ميشي. یارو مي‌پرسه: آقاي دکتر، ميشه اين قرصها رو از پس فردا بخورم؟! دکتره ميگه: شدنش که ميشه، ولي واسه چي؟ ميگه: چون  فرداشب فيناله !

 

 

تو خيابون تصادف ميشه، يک وانت نيسان گردن کلفت ميزنه به يک موتور، دو نفر ترک موتور بودن يکيشون سرش ميخوره به جدول و جابه‌جا تموم ميکنه، دومي فقط پاش ميشکنه. خلاصه ملت جمع ميشن دورشون، اون بدبختي که پاش شکسته بوده هي داد و هوار ميکرده، یارو ميره جلو بهش ميگه: خجالت بکش خيابون رو گذاشتي رو سرت! تو که الحمدالله چيزيت نشده، ببين اون رفيقت بنده خدا تموم کرده اما اينقدر سر و صدا نميکنه !

 

یارو ميره لباس‌فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: قربونت دو نخ به ما بده!

 

 

یارو ميره بقالي، ميگه: حاج‌آقا سيگار نخي داري؟ يارو ميگه: بعله داريم. ميگه: بي‌زحمت يک بيست نخ به ما بده!! مرده کف ميکنه، ميگه: خوب مرد مؤمن يک بسته بگير. ميگه: نه آخه بسته اي بگيرم زياد ميکشم !

 

 

یارو با يه دختره دوست ميشه. دختره ميگه من ايدزيم! اونم ميگه عيب نداره منم تبريزي ام


یارو ميره مزرعه اي ميخره 2سانتي متر در 8 کيلومتر !!!! ميگن اين چه زمينيه ؟؟چي ميخواهي بکاري ؟؟؟؟ ميگه به اميد خدا ماکاروني

 

 

دوتا افغانی تصميم ميگيرن فارسي صحبت کنن اولي ميگه پاشو دومي مي گه نميپاشم اولي جواب ميده نگو نميپاشم بگو پاشيده نمي شوم

 

از فردا دخترايي که مانتوي تنگ.شلوار کوتاه.موي بلند.روي سياه.ناخن دراز.واهو واهو واه

 

 

عشق يك نوع مرضي است كه ميكروب آن از طريق چشم ، وارد قلب مي شود . مرض عشق اين روزها شباهت زيادي به آدامس دارد . اول شيرين ، بعد دوست داشتني ، سپس تكراري و خسته كننده و در آخر دور انداختني

 

دغدغه هاي يه پسر جوان - کار ندارم - پول ندارم - سربازي نرفتم - ماشين و خونه ندارم - و ... دغدغه هاي يه دختر جوان - لاک ناخنم پاک شده - مهري سرويس طلا خريده - دختر خاله ام ماشين داره - مامان غذاي خوب نمي پزه - عروسکم رو هنوز نخوابوندم - و ... عجب دنياي باحالي

 

سره سفره عقد عروس بله نمي گفته. داماد يكم فكر ميكنه و با صداي بلند مي گه: عمو زنجير باف

 

 

مي دوني اگه توي يک جيبت 80هزار تومان و توي جيب ديگرت يه چک پول

باشه چي مي شه؟

.

.

.

.

بابات داد مي زنه مي گه: پدرسوخته! چرا شلوار منو پوشيدي؟

 

 


 متلک بچه بسيجيها:


روزه هاتو بگيرم جيگر


وقت داري يه زيارتنامه با هم بخونيم


واي خواهر تنت بوي کربلا ميده


شهيد شم برات

 

نماز شب هاتو بخونم برادر

 

يه روز زمان جنگ موشكی زدند بغل حمام زنانه زنها لخت از حمام فرار كردن

روز بعد جوانها شعار دادند:جنگ جنگ تا پيروزی - صدام بزن جا ديروزی

 

 

غضنفر ميره خونه ميبينه زنش داره ميره بيرون غيرتی ميشه بهش ميگه: كجا ميری؟

زنش ميگه با عباس آقا ميرم كافي شاپ

ميگه: با عباس آقا ميری با عباس آقا برميگردی.

 

 

غضنفر يه آينه رو زمين پيدا ميکنه. برش ميداره

 عکسش می افته توش ميگه "

 ببخشيد نميدونستم مال شماست

 

حاجـی داشته به آسمان نگاه می کرده

می بينه ستاره ها چشمک ميزنند سرشو ميندازه پايين

 ميگه استغفرالله

 

يارو ماهواره می خره زنش ميگه پولشو از کجا آوردی ؟

يارو ميگه تلويزيونو فروختم

 

يارو از دستشويی میاد بیرون نفس نفس می زنه !

بهش ميگن چه خبرته بابا کوه کندی ميگه ؟!

 ميگه نه ولی کوه ساختم!!!

 

این چندتا جک باقی مانده رو دوست خوبم برام ارسال کرده حتما به وبلاگش برید(در پیوندهای وبلاگ اسمش اقاقیا است)

 

یارو داشته خاطره تعريف ميكرده، ميگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، ‌البته سال چهل و نه دو نفر خيلي بود!!!(اقاقیا)

 

 

يك بنده خدايي كله‌ش عين كف دست بوده، فقط دور تا دور به عرض 5 سانت مو داشته! خلاصه اين بابا ميره سلموني، يارو ازش ميپرسه: چه مدلي بزنم قربان؟ ميگه: دورشو كوتاه كن، وسطشم تي بكش!!! (اقاقیا)

 

یارو ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟!(اقاقیا)

 

یارو ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره(اقاقیا)

 

به یارو ميگن چند تا بچه داري ؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش! (اقاقیا)

 

اردبيل زلزله مياد،‌ بسیجیه زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره(اقاقیا)

 

به يك خنگی ميگن: 2*2 چند مي شه؟ ميگه: 5 تا! مي‌گن: برو بابا، 4 تا ميشه!
ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم! (اقاقیا)

 

 

یارو ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره(اقاقیا)

 

یارو زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟
رفيقش ميگه: آره!‌ ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!! (اقاقیا)

 

یارو و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي زدند. زنه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي شوهرش مي گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي بينه شوهرش براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!!! (اقاقیا)

 

یارو از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم (اقاقیا)

 

 

 

تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان                      تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان 

 

 




نوشته شدهسه شنبه هشتم بهمن 1387 توسط وحید رضا

 

 تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان                        تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان

یارو سرش میخوره به میلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو میشه کف اتوبوس بعد از چند. لحظه، چشماشو باز میکنه میبینه ملتی که واستادن بالا سرش میله رو گرفتن، میگه: ولش کنین ببینم چی میگه

 

 

یه بنده خدایی داشته بالای ساختمان 20 طبقه کار میکرده. بهش میگند که ترکه زنت از طبقه چهارم افتاد و مرد !... یارو موتور سیکلتشو سوار میشه و باسرعت میره به طرف خونه ! توراه به خودش میگه که ، ما که 4 طبقه نداریم ، یه کم دیگه که میره میگه من که اصلاَ زن نداشتم ، چند متر که جلوتر می ره باز با خودش میگه که بابا بی خیال ، من که اسمم ترکه نیست

 

یک سری از دانشمندا داشتن روی مغز آدم تحقیق میکردند، یک ریاضی دان را انتخاب مي‌کنند و بهش میگن از یک تا پنج بشمر، اون هم سریع شروع میکنه به شمردن: یک..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحیش میکنند و نصف مغزش را در میارن، و دوباره میگن بشمر، اینبار یکم کندتر میشمره: یک...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحی میکنند و یک چهارم دیگش را در میارن و میگن بشمر، یارو آروم آروم میشمره: یک...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاکی میشن، این سری جراحی میکنند، کل مغز یارو رو درمیارن! وقتی بهوش میاد، بهش میگن بشمر، یارو میگه: بیر...یکی...اوچ...دورد...بش....التی....یدی

 

روزي شخصي به عيادت دوستش رفت و حال او را پرسيد.
او گفت: «تبم قطع شده ولي گردنم خيلي درد مي كند.»
شخص عيادت كننده با خونسردي گفت:« اميدواريم آن هم قطع شود.»

 

 

بيمار:« آقاي دكتر! انگشتم هنوز به شدت درد مي كند!»
دكتر: «مگر نسخه ديروز را نپيچيدي؟»
بيمار: «چرا، پيچيدم دور انگشتم، ولي اثر نداشت!»

 

 

شخصي ساعتش كار نمي كرد. رفت گشت، برايش كار پيدا كرد

حتی اگه خدا رودررو ما رو به راه راست هدایت کنه ، ما عوضی می ریم . چون سمت راست اون می شه سمت چپ ما.!

 

 

مردن واسه زنی كه عاشقشی خیلی آسون تر از زندگی با اونه

 

 

مردها ۳ تا آرزو دارند

۱.اونقدر كه مادرشون میگه، خوش تیپ باشن۲

۲.اونقدر كه بچه شون میگه، پولدار باشن

۳.اونقدر كه زنشون شك داره ، زن داشته باشن

 

 

اولي: «يك روز توپم را شوت كردم، رفت كره ماه، خورد توي سر يك نفر و برگشت.»
دومي: «عجب! پس آن توپي را كه خورد توي سرم تو شوت كرده بودي؟»

 

 

یک یارو پلیس مخفی می شه الان سه ساله ازش خبری نیست

 

یارو  بچه اش رو مي ندازه بالا ميگه بگو بابا بچه ميگه
اكبر آقا اكبر آقا

 

بچه دانشگاه قبول ميشه باباش ميگه اگه به درست لطمه نمي زنه برو

 

داهاتيه با باباش ميره استاديوم .يك از تيما گل ميزنه پسره به باباش ميگه پس چرا صحنه اهستشو نشون نداد

 

يك روز از يك بنده خدایی مي پرسند چرا توي جوب نشستي ميگه ميخوام در جريان باشم .

 

 

يه روز يه بنده خدایی ميره خيابان يه بادي از شكم بيرون ميكنه وبعد خودشو ميبازه دوروبرشو نگاه ميكنه ميبينه كه هيچ كي نيست زود مياد ايور خيابان. يه آقايي ازش ميپرسه آقا ساعت چنده . به خيال خودش فكر ميكنه كه اين ميدونه كه باد رها كرده . ميگه به خدا من نبودم

 

يه روز يه یارویی ميخواد11بنويسه يه1مينويسه ويك تشديد
بالاش ميذاره

 

یارو رفت امپول بزنه تزريقاتي گفت راست يا چپ؟
یارو گفت كونه منو سياسي نكن بزن وسط.

 

يكروز از يك خروسه پرسيدن يخچال را دوست داري يا فیریزر ميگه فريزر,مي پرسند چرا؟ميگه چون در فريزر مرغ لخت زياد است.

 

 

توي ديوونه خونه همه دست ميزدن ومي رقصيدن به جز يکي رئيس تيمارستان ميگه حتما اين خوب شده بفرستيمش خونه . از ديوونه ميپرسن :تو چرا دست نميزني ؟ ميگه آخه من عروسم !

 

 

یارو نماز خوند بهش گفتند التماس دعا گفت : سلامت باشي

 

د و بانوي مسن از شوهر هايشان صحبت ميکردند .

 

اولي گفت : من از اينکه شوهرم ناخن هايش ا ميخورد خيلي ناراحتم .

 

دومي گفت: شوهر من هم اين عادت را داشت ولي من ترکش دادم .

 

اولي:چطوري دومي :خيلي ساده دندان هايش را مدتي قايم کردم!

 

 

از يکي که خونشون نزديک ورزشگاه آزادي  بود مي پرسن :آيا جو ورزشگاه رو شما هم تاثير داشته ؟

 

مرد جواب ميده : نه نه نه رن نا نا ايران

 

 

آقا داماد شب دوم بعد از عروسيش زنشو ميکشه ازش ميپرسن: چرا زنتو کشتي؟ ميگه چون دختر نبود ميگن چرا شب اول نکشتيش؟ ميگه اخه شب اول بود.  !

 

 

از طرف مي پرسن ارتحال چي؟ ميگه نمي دونم هر چيه از اسهال بدتره چون بابام گرفت مرد !

 

 

يک بار یه یارویی تو خيابون داشته راه ميرفته دومي ميگه اهاي کره خر بعد طرف ميگه اخه من اينقدر جوونم.

 

 

يک روز دو خروس به دنبال يک مرغ راه افتاده بودند درحالي که مرغ  ناز ميکرد خروس دومي به اولي گفت: ولش کن بابا تعاوني لختش را ميفروشد. !

 

 

روزي پدری  پسرش را به ميهماني مي بره ، پسره بين غذا مرتب آب مي خوره پدره عصباني ميشه سيلي در گوش پسرش مي زنه که به جاي غذا چرا داري آب مي خوري ؟بعد از تمام شدن غذا پدر و پسر از مجلس خارج مي شند. پدر از پسرش مي پرسه آخه چرا همه اش آب مي خوردي پسر ميگه چون مي خواستم غذاي بيشتري در شکمم جا بدم ناگهان باباهه سيلي مجددي ميزنه تو گوش پسرش پسره مي پرسه اين ديگه براي چي بود؟ پدر ميگه اين براي اين بود که اين ترفندت را بايد سر غذا به من ميگفتي !

 

 

یارو لامپ خانه اش ميسوزد پماد سوختگي ميمالد

 

يک روز یه بنده خدایی با خانمش ميرن دکتر و مي گن آقاي دکتر مابچه دار نمي شيم دکتره پس از معاينه ميگه اشکال از شما است آقا . در جواب  مي گيه: اينکه ارثي است پدرم و پدر بزرگم هم بچه دار نمي شدند !

 

معلم: نادر شاه رو کي کشت.  شاگرد: اقا به خدا من نکشتم  

 

يه روز 3 نفر به اسم هاي به من چه و به تو چه وادب ميرن دزدي پليس مياد ميگيرتشون ادب ميره بالاي درخت از به من چه ميپرسن اسمت چیه میگه به من چه ازبه توچه میپرسن اسمت چیه میگه به تو چه میگن شما ادبتون کجاست میگن مونده بالای درخت !

 

 

هر سال موقع قرعه کشي بانک یه بنده خدایی ميرفته مشهد التماس امام رضا ميکرده که در قرعه کشي ماشين برنده بيشه اما هيچوقت هيچي برنده نميشده. دوباره پاميشه ميره مشهد التماس تا ازشدت خستگي خوابش ميبره. امام رضا مياد به خوابش و ميگه بنده خدا اول يه حساب توي بانک باز کن بعد بيا سراغ من  !

 

 

يارو  بچه نداشته، ميره مسافرت، مياد ميبينه سه تا بچه داره. ازش مي‌پرسند: ‌چي شد، تو که بچه نداشتي؟ ميگه: والله همسايه‌ها شرمنده کردن!

 

 

 یارو بچه دار نميشده،‌ محلشون رو عوض ميکنه

 

یارو ميخواسته بره شهرک آزمايش براي امتحان رانندگي , صبح ناشتا ميره امتحان شهر بده

 

 

تو نا کجا آباد مي آن جمعيت مردم رو با هليکوپتر گلباران کنند عده زيادي کشته ميشن ! برسي ميکنن ميبينن گل و با گلدوناش پايين ميانداختن !

 

 

بنده خدا 35  سال سن داشته بهش ميگن چرا تا الان مجرد موندي و ازدواج نکردي ?! ميگه والا تا الان برادر زن دلخواهم رو پيدا نکردم !

 

 

یارو داشته پسرشو در باب ازدواج نصيحت مي کرده ! مي گفته: پسرم خواستي زن بگيري برو از فاميل زن بگير ! ببين دايت رفته زنداي تو گرفته , عموت رفته زن عموتو گرفته , من اومدم مادرت و گرفتم ! حالا تو هم از فاميل زن بگير !

 

 

سه ديوانه هم اتاقي بودن - يک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا پايين مي پرن و ميگن که ما سيب زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومي ساکت نشسته ! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت که اين ديوونه رو مرخص کنهه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستي ؟ اون هم گفت : آخه من کف ماهيتابه چسبيدم!

 

 

مرد به سرعت به خانه امد و فریاد زد عزیزم ساکتو ببند .من همین الان ۱۰ میلیون دلار برنده شدم . زن : ساکها رو برای ساحل ببندم یا کوه . مرد : مهم نیست فقط ساکتو ببندو از جلو چشام دور شو .

 

 

شنيدم آنقدر مهم شدي که وقتي ميري دستشيي مگسها به احترامت بلند ميشن

 

 

 

 تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان                تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان

 




نوشته شدهشنبه بیست و هشتم دی 1387 توسط وحید رضا

 

تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان                           تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان

 خبر فوري........................................خبر فوري

به ميمنت تشرف آمن هتب چهارم به اديان الهي
مراسم ختنه کنان معظم له به صورت پخش مستقيم
امشب از شبکه يک سيما پخش ميگردد
التماس دعا

این جک ها رویکی از بچه های باحال و با مرام واسم ارسال کرده اگه میخواید به وبلاگش برید توی پیوندهای وبلاگ اسمش اقاقیا هست

 

یارو ميخوادبره مكه بااصرارازهمسايش ميخوادكه بااون بره.همسايه ميپرسه چرامنم بيام.ميگه اخه ميگن توادم خداشناسي هستي ومن تواون همه جمعيت چه جوري خدا روبشناسم.توبياخدارونشون بده برگرد

 

يه روز يه یارویی داشته ميرفته فكر ميكنه داره برميگرد

 

به یارو ميگن با مردان آنجلس جمله بساز . ميگه : دستشوئي مردان آن جلس

 

يه روز يه بنده خدایی ميره جهنم بمب ميذاره همه شهيد ميشن ميرن بهشت

 

به یارویی ميگن با اسدالله جمله بساز ميگه كمرم اسدولا نيميش

 

يه روز يه مرده ميره راهپيمايي مي بينه شلوغه برمي گرده .

 

 

يه بنده خدایی مياد تهران و بهش يه سنگكي ميفروشن بعد از اينكه سنگكي رو ميخره ميده تنورشو اسفالت ميكنن

 

 

يك روز يك الاغه به چشمهاش لنز ميزنه ميره توي جنگل ميبينه حيوونهاي ديگه خيلي بهش نگاه ميكنند ميگه چيه تا حالا تو عمرتون آهو نديدين

 

يك روز خروسها تظاهرات ميكنند از انها ميپرسند چرا تظاهرات ميكنيد جواب ميدهند اخه اگر شما بوديد ناراحت نمي شديد ناموستان رالخت وبرهنه پشت ويترين بگذارند

 

يه روز به يكي ميگن با لوبيا جمله بساز ميگه كوچولوبيا

 

يه روز به يه تركه ميگن يه معجزه بكن ميگه:ق

يه یارویی ميره خونه ي خدا ميبينه دور كعبه پارچه ي سياه كشيدن... ميگه :واااااااااااااي خداااااااااا

 

يه روز يه یارویی ميخواسته بره سر قبر مادرش . كمپوت ميخره مي بره

 

يه روز يه مارمولك مي ره مشهد بهش ميگن مش مولك

 

یارو ميره موزه لوورخسته ميشه روي يه صندلي خالي ميشينه.مامورموزه ميادميگه بلندشواين صندليه ناپليونه. ميگه عيبي نداره هروقت اومدبلند ميشم

 

به یارو ميگن كره خر ميگه من ديگه بزرگ شدم

 

 

وقت زلزله بم از ناکجا آباد جند تا غواص اومده بودن بم بهشون ميگن اينجا زلزله اومده چرا غواص فرستادن؟ ميگن : والا گفتن عمق فا جعه زياده اومديم عمق فاجعه رو اندازه بگيريم

 

 

 

يه روزي يه بچه ای دماغش از سمت راست مي ياد ازسمت چپ دست ميكنه . ميگن چرا ؟ مي گه براي اينكه غافل گيرش كنم

 

 

يك روز يه ماهي مي افتد توي ماهي تابه از خجالت سرخ مي شود

 

به یارو ميگن با(كوچه)يه جمله بساز.ميگه نون بربري باكوكوچه خوشمزست

 

به مشهديه ميگن باموتور يه جمله بساز ميگه چن وقته به مو تورديگه نگاموكوني(بی ادب ها واسه مشهدی ها جک نسازین)

(ولی خودمونیم قشنگ بود)

 

به یارو مي گن ازچه لبي خوشت مي ايد مي گه از لب جوب

 

يه روز يه مخه داره پشت سر يه بنده خدایی راه مي ره مي گه بگو منو كم داري بگو بگو منو كم داري بگو

 

يك روز يك كچلي مي ره سلموني همه به اون خنديدند

كچل گفت:چرا مي خنديد اومدم اب بخورم

 

 

يه روز به يه بنده خدایی ميگن با قباد جمله بساز ميگه بزن بريم به سرعت برق و باد بزن بريم از اينجا...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

يكروز مردي سوارخرش مي شودوخراو را به زمين مي اندازد مرد مي گويد دادارو دادارو

 

 

 

یارو ميرسه به يه هيئت, از يكي جلو در ميپرسه, آقا اينها اين تو چي كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! ميگه: اي بابا, ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم!!!

 

 

 

 

به يه یارویی گفتن چون زمستونه اگرميخواي باماشينت بري سفرباخودت زنجيرببر. گفت اي باباحالاتواين برف وسرما تو جاده كي حوصله داره(زنجيرزني)كنه.!!!!

 

  

 

يه یارویی روزعيدقربون امسال سفره هفت سين چيده بودوتمام مدت پاي راديونشسته بودببينه كي سال تحويل ميشه

 

یارو پول قديمي پيدا مي كنه,ميره نونوايي ميگه:دو تا نون مي خواستم .يارو نانوايي ميگه: اين كه خيلي قديميه.
یارو ميگه 3شو بگير كه من ماكسيميليانوسم! !!!

 

 

هر روز يه یارویی زنگ كليسايي رو ميزده و در مي رفته . پدر روحاني تا در روباز مي كرده هيچ كس نبوده . يه روز پشت در مخفي مي شه تا ببينه كيه در مي زنه . از قضا یارو دوباره مي ياد كه زنگ بزنه كه پدر روحاني موچش را مي گيره . یارو براي اينكه ضايع نشه مي گه ببخشيد عيسي خونست !!!!.

 

 

یه بنده خدایی به غضنفر:برو پايين ببين چراغ راهنماي ماشين كار ميكنه يا نه؟غضنفر :روشنه حالا خاموش شد روشن شدخاموش شد روشن شد خاموش........ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

يه یارویی هوس ميكنه روي برفا پياده روي كنه.براي اينكه ليزنخوره زنجيرچرخاي ماشينشوميبنده به پاهاش

 

يه روز به يه پسرََََميگن جلوي پمپ بنزين سيگار نكش مي گه من جلوي بابام هم سيگار مي كشم

 

 

يه بار دو تا بسيجي باهم ازدواج ميكنن . ماه عسل ميرن جبهه!!!!!!!..........!!!!

 

به وبلاگ دوست من برید

توی پیوندهای وبلاگ اسمش اقاقیا هست

 

تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان                       تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان



ادامه مطلب...


نوشته شدهجمعه بیستم دی 1387 توسط وحید رضا

 
بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com                                           بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

 

به یارو میگن: بیا این عرقو بخور. یارو میخوره و بعد 10 دقیقه میگردش. بهش میگن: آب بود که خوردی. یارو میگه: دیگه دیر گفتید منو گرفته

 

 

یارو میره الکتریکی میگه: گلاب به رویتون ، لامپ دارید؟ یارو میگه: آره ولی چرا گلاب به رومون؟ یارو میگه: آخه برای توالت میخوام.

 

 

یه روز یه یارو میره خونه رفیقش .وقتی میخواد بلند بشه بره رفیقش میگه: حالا که ظهره نهار رو بخور بعد برو. یارو میگه: باشه . نهار رو میخوره بلند میشه که بره رفیقش میگه: آخه با معده پر کجا میری ؟ یه چرت بزن بعد برو. یارو میگه: باشه .یه چرت میزنه بعد بلند میشه که بره رفیقش میگه: بشین یه دست تخته بزنیم بعد برو. میگه: باشه. یه دست تخته میزنه بعد بلند میشه بره رفیقش میگه: الان که شب شده شام رو بخور بعد برو. یارو میگه: باشه. شام رو میخوره بعد بلند میشه بره رفیقش میگه: این موقع شب کجا میخوای بری ؟ بخواب صبح برو. یارو میگه: باشه. میخوابد صبح بلند میشه بره رفیقش میگه: صبحانه چی؟ یارو میگه: نه دیگه مرسی زن و بچه تو ماشین منتظرند.

 

 

يارو را میبرند کلانتری. میگه: واسه چی منو آوردید اینجا؟ بهش میگن: برای عرق خوری ! يارو میگه: ا دمتون گرم پس بریز بخوریم.

 

 

یارو میخواست سوار  هواپیما بشه ، بهش میگن: بلیطت کو؟ یارو هم جیب و ساک و همه جا را میگرده بلیطش را پیدا نمیکنه ، یکهو سرش میکنه تو هواپیما میگه: کسی بلیط اضافه نداره من بعدا پولش را بهش بدم؟

 

 

یارو چاق بود جلو رفیقاش میره رو ترازو میخواست ضایع نشه ، شکمش میده تو !

 

 

برق 3 فاز یارو را میگیره ، یارو میگه: جرات داری تک فاز تک فاز بیاید جلو؟

 

به یارو میگن: شما چه جوری شخصیت خودتون را نشان میدهید؟ یارو میگه: با ارائه ی بلیط.

به یارو میگن: برو روزنامه بخر میره با یه آجر برمیگردد ، بهش میگن: چی شد ، روزنامه کو؟ یارو میگه: من رفتم کیوسک به یارو گفتم روزنامه میخوام گفت همون رویی را بردار ، من هم همون رویی را برداشتم.

 

 

یارو تو کوپه قطار به سمت مشهد میرفته به نفر روبرویی میگه: به سلامتی از مشهد بر میگردید!

 

یارو اسم بچش را میگذارد اس ام اس. بهش میگن: چرا اینو انتخاب کردی؟ یارو میگه: از پیام که باکلاس تره.

 

 

یارو میره قهوه خانه یک چایی سفارش میده میخوره باز هم سفارش میده میشه 4 تا باز میشه 10 میشه 15 تا  دیگه یارو قهوه چی شاکی میشه بابا اینقدر چایی خوردی خسته نشدی؟ یارو میگه: آره خوب شد گفتی برو یه چایی بیار خستگیم در بره.

 

 

به یارو میگن: از چه کارتونی خوشت میاد؟ یارو میگه: از کارتون خرما!

 

دو تا خانواده همسایه بودند هر سی ثانیه برق یکی از آنها میرفته ، میرن تحقیق میکنن میبینند از چراغ راهنمایی برق دزدیدند.

 

 

از دختره می پرسند: نامزدت چه شکلیه ؟ میگه مثل اسب نجیب . مثل سگ وفادار ، مثل طاووس مغرور ، مثل خروس با غیرت ، مثل شیر قوی ، مثل عقاب تیز بین . دوستش میگه کی میریم باغ وحش نامزدت رو ببینیم!؟!؟

 

 

یارو میره پرچم فروشی میگه: پرچم ایران دارید؟ طرف میره برایش میاره ، یارو نگاهش میکنه میگه: ببخشید رنگ دیگرش را ندارید؟

 

 

یارو زنگ میزنه به فلسطین میگه: اونجا فلسطینه؟ طرف جواب میده: بله ، یارو داد میزنه میگه: پس شما غلط میکنید میگویید که فلسطین اشغاله.

یارو میمره بچه هاش عکسش را نداشتند از گردن خاکش میکنند.

 

 

به یارو میگن: حالت چطوره؟  یارو میگه: تازه موکتش کردم

 

تو شهر سیل میاد میرن دور تا دور شهر را سیم خار دار میکشند

 

یارو میره یخ بخرد طرف یخ نداشته ، میگه: ببخشید آقا کی پخت میکنید

 

یارو بلند پروازی میکنه با ضد هوایی میزنندش

 

 

يه بنده خدایی تمام انگشت هاش ميسوزه سكته ميكنه

 

 

یک بنده خدایی زن میگیره با برادر زنش میره ما ه عسل

 

يه یارویی ميره مكه باخودش ارپي جي ميبره. ميگه : ميخوام بزنم يك باره شيطون و داغون كنم.بااين سنگريزه هاازرو نميره

 

 

يه یارویی ميره دستشويي يكي مياد بهش ميگه اقا اب داره قطع ميشه یاروهم اول سيفون رو ميكشه بعد كارشو ميكنه

 

 

اي همه وجود من . اي كسي كه پا گذاشتي رو قلب من . اي كسي كه درو بستي به روي من. درو باز كن دستم مونده لاي در

 

قانون 20 نيوتون ميگه : اگه تو خيابون راه ميرين يه دفعه يه چيز گرم و نرم رو سرتون احساس کردين مطمئن باشين که از اون بالا کفتر مي آيد

 

 

 

كشاورز پير در كنار گاو اهني فرسوده اش ايستاده بود و به مزرعه شخم نخورده اش مينگريست و همچنان منتظر بود .... چون گاوش داشت این جوکو مي خوند

 

 

هفت به هشت می‌گه دومیلیون بهت می‌دم جات و با من عوض کن،هشت جواب می‌ده: من واسه مال دنیا لنگم و هوا نمی‌کنم

 

یارو ميخواسته بره دنبال دوست دخترش باهم برن بيرون ! خلاصه تو راه ميبينه يه پسر تهرونيه رفته جلو خونه دوست دخترش دوست دخترشم تو آشپزخونس ! پسر تهرونيه ميگه پاشو بيا بريم بيرون ، دختره ميگه نه كار دارم بابام بهم گفته ظرفارو بشور پسر تهرونيه شاكي ميشه ميگه بابات گه خورده ميگم بيا پايين یارو كف ميكنه خلاصه مياد تريپ بچه تهرونيرو بذاره ميره دمه خونه دوست دخترش آيفون رو ميزنه به دوست دخترش ميگه بياد دمه پنجره ، دوست دخترش مياد ميگه چيه ؟ ميگه لباس بپوش بريم بيرون ، دختره ميگه كار دارم نميتونم بيام ،یارو يه دفعه داد ميزنه ميگه بابات گه خورده بهت ميگم بيا پايين !!

 

یارو 2 تا دزد ميگيره زنگ ميزنه به 220

 

یارو میره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشی میپوشه

 

آقا غلام زنگ ميزنه 110 ميگه آقا صدي ده طرف ميگه بله بفرمائيد غلامه ميگه بي انصاف تو بازار صدي پنج نزول ميدن

 

 

از یارو میپرسن: ببخشید ساعت چنده؟ میگه: والله تقریباٌ سه و خورده ی. میپرسن: ببخشید، دقیقاٌ چنده؟ میگه: دقیقاٌ هفت و سی و یک دقیقه

 

یارو شاکی میره ثبت‌احوال، میگه: آقا این اسم من خیلی ضایست، باید حتماٌ عوضش کنم. کارمنده ازش میپرسه، مگه اسمتون چیه؟ میگه: اصغرِ ان‌چهره! کارمنده میگه: آره خوب حق دارید، باید حتماً عوضش کنید. حالا چه اسمی میخواید بگذارید؟  میگه: اکبرِ ان‌چهره!

 

یارو پرتقال خونی میخوره، ایدز میگیره

 

یارو رفته بوده تماشای مسابقه دو و میدانی، وسط مسابقه از بغلیش میپرسه: ببخشید، اینا واسه چی دارن میدون؟! یارو میگه: برای اینکه به نفر اول جایزه میدن. یارو یوخده فکر میکنه، میپرسه: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟!

 

یارو میگوزه، دنبال پوکش می‌گرده

 

از طرف میپرسن: چند تا بچه داری؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: 3 تا! ملت کف میکنن، میگن: بابا اینا که 4تاست؟ انگشت کوچیکشو نشون میده، میگه: این بچة همسایمونه، ولی همیشه خونة ماست!

 

یارو داروخونه داشته، یک روز  جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کش جدید رسید! خلاصه بعد یک مدت یک بابایی میاد تو میگه: ببخشید، جریان این سوسک‌کش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسک سر گرفته. یارو میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه. شما این دارو رو میریزید تو یک قطره چکون، بعد کشیک میکشید تا سو‍! 7;کها رو بگیرید. هر سوسک رو که گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن! یارو کف میکنه، میگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا می‌کشیمشون! یارو میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!

 

به یارو میگن: بچه کجائی؟  میگه بچه U.S.A.! ملت هم کف میکنن میگن آخه چطور ممکنه؟ میگه: ایلده بچهة یونجه‌زارهای سرسبزِ آذر بایجانم!

 

آرداواس بعد بیست سال از آمریکا برمیگرده ایران و یک ساندویچ فروش میزنه. روز اول، یکی میاد میگه: قربون دستت، یک ساندویچ سوسیس بده. آرداواس که هنوز خوب از حال و هوای دیار کفر درنیومده بوده، میپرسه: "تو گو" بدم؟ یارو شاکی میشه، میگه: نه مرتیکه، تو نون بده!

 

به یارو میگن: کجا داری میری؟ میگه: دارم برمیگردم

 

یارو تو یک شب برف و بورانی داشته از سر زمین برمیگشته خونه، یهو میبینه یکجا کوه ریزش کرده، یک قطار هم داره ازون دور میاد! خلاصه جنگی لباساشو درمیاره و آتیش میزنه، میره اون جلو وامیسته. رانندة قطاره هم که آتیشو میبینه میزنه رو ترمز و قطار وا میسته. همچین که قطار واستاد، ترکه یک نارنجک درمیاره، میندازه زیر قطار، چهل پنجاه نفر از آدما لت و پار میشن! خلاصه یارو رو میگیرن میبیرن  بازجویی، اونجا بازجوه بهش میتوپه که: مرتیکة خر! نه به اون لباس آتیش زدنت، نه به اون نارنجک انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! میزنه زیر گریه، میگه: جناب سروان به خدا من از بچگی این دهقان فداکار و حسین فهمیده رو قاطی میکردم!

 

 

یارو کارت تلفن میخره، عجالتاً اول میده پرسش کنن

 

یارو میره خواستگاری، اسم دختره پروانه بوده ولی یارو قاط زده بوده، یک بند بهش میگفته آهو خانوم! خلاصه وقتی دختره میاد چایی تعارف کنه، یارو میگه: دست شما درد نکنه آهو خانوم! دختره شاکی میشه، میگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.یارو میگه: ای بابا فرقی نداره... حیوون حیوونه دیگه!

 

 تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان                                تصاوير زيبا سازی وبلاگ           Www.Bahar-20.Com       خدمات وبلاگ نويسان جوان

 



ادامه مطلب...


نوشته شدهجمعه سیزدهم دی 1387 توسط وحید رضا

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

مرسی از عزیزانی که نظر میدن



ادامه مطلب...


نوشته شدهپنجشنبه پنجم دی 1387 توسط وحید رضا
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.



فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی

نیازمندیهای ایران

وب سايت ايميل